پرسشنامه میلون 2

معرفی پرسشنامه چند محوری بالینی میلون و کاربردهای آن : پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون (MCMI) یک پرسشنامه خودسنج استانداردشده است که دامنه‌ی گسترده‌ای از اطلاعات مربوط به شخصیت، سازگاری هیجانی و نگرش مراجعان به پرسشنامه را می‌سنجد، مخاطبان آن افراد بالای ۱۸ سال و دارای توانایی خواندن حداقل کلاس هشتم می‌باشد و دومین پرسشنامه پراهمیت پس از پرسشنامه چندوجهی مینه سوتا (MMPI) است.

 

1- اغلب ، کسی را نداشته ام که از من حمایت کند . حرف هایش را با من بزند و عمیقاً نگران اتفاقاتی باشد که برایم می‌افتد .

2- به طور کلی ، کسی نبوده که به من عاطفه ، محبت و صداقت نشان دهد .

3- در بیشتر اوقات زندگی ، این احساس به من دست نداد که برای فرد دیگری ، شخص ویژه و ممتازی به شمار می روم.

4- در اغلب اوقات کسی را نداشتم که واقعاً در دل به من گوش دهد ، مرا بفهمد یا اینکه احساس ها و نیازهای واقعی مرا درک کند .

5- وقتی که نمی دانستم کاری را چگونه انجام دهم ، به ندرت شخصی پیدا می شد که مرا نصیحت و راهنمایی کند .

6- من به افراد نزدیک خودم خیلی وابسته ام چون می ترسم مرا ترک کنند .

7- آن قدر به دیگران نیازمندم که نگران از دست دادن آنها هستم .

8- نگرانم مبادا نزدیکانم مرا ترک کنند یا مرا به حال خود رها کنند .

9- وقتی احساس می کنم کسی که برایم مهم است از من دوری می کند ، مأیوس می شوم .

10- برخی اوقات آن قدر نگران آن هستم که مردم مرا ترک کنند که آنها را از خود می
رانم .

11- احساس می کنم مردم از من سودجویی می کنند .

12- احساس می کنم باید در حضور دیگران از خودم محافظت کنم ، چون در غیر این صورت عمداً به من آسیب می زنند .

13- دیگران دیر یا زود به من خیانت می کنند.

14- نسبت به انگیزه های دیگران ، سوءظن شدید دارم .

15- معمولاً به طور جدی به انگیزه های نهانی مردم فکر می کنم .

16- وصله ناجور اجتماع هستم.

17- اساساً با دیگران خیلی فرق دارم .

18- نمی توانم به کسی تعلق خاطر داشته باشم ، انسان گوشه گیری هستم .

19- احساس می کنم با مردم بیگانه ام.

20- همیشه احساس می کنم در جمع ، جایی ندارم .

21- مردان یا زنانی که دوستشان دارم ، وقتی عیب های مرا ببینند ، نمی توانند دوستم داشته باشند .

22- اگر کسی واقعاً مرا بشناسد ، مایل نیست با من رابطه ای صمیمی برقرار کند .

23- لیاقت عشق ، توجه و احترام دیگران را ندارم.

24- احساس می کنم هیچ کس مرا دوست ندارد .

25- در بسیاری از جنبه ها ، چنان شخصیت پر از عیب و ایرادی دارم که نمی توانم در کنار دیگران راحت باشم.

26- تقریباً هیچ کاری را نمی توانم به خوبی دیگران انجام دهم .

1-بیشتر به میل خود رفتار میکنم تا مطابق انتظاراتی که دیگران از من دارند.

 2-تنها کارکردن را راحتتر از کارکردن با دیگران میدانم

3-بیشتر وقتها گفتگو با دیگران برایم مشکل و رنج آور است

4-معتقدم در زندگی باید کارها را با اراده و تصمیم قوی انجام داد.

5-از چند هفته پیش به این طرف کوچکترین مسألهای مرا به گریه میاندازد.

6-بعضی از مردم فکر میکنند که من آدم خودخواه و خودپسندی هستم.

7-در نوجوانی بخاطر رفتار بدی که در مدرسه داشتم دچار دردسرهای فراوانی میشدم.

8-همیشه این احساس را دارم که در یک جمع یا گروه پذیرفته نمیشوم.

9-بیشتر وقتها اگر کسی اذیتم کند از رفتار او انتقاد میکنم.

10-دوست دارم در کارها از دیگران پیروی کنم.

11-بقدری از انجام دادن کارهای مختلف لذت میبرم که نمیتوانم تصمیم بگیرم کدام یک را اول انجام دهم.

12-گاهی اوقات با خانوادهام بسیار تند و خشن رفتار میکنم.

13-علاقه چندانی به دوست پیدا کردن و رفاقت ندارم.

14-فکر میکنم که آدم معاشرتی و خونگرمی هستم.

15-چون فکر میکنم آدم بزرگ و مهمی هستم بنابراین برایم مهم نیست که دیگران در مورد من چه فکری میکنند.

16-هیچکس به اندازه کافی قدر کارها و زحمات مرا نمیداند.

17-من مشروب مصرف میکنم و تاکنون نتوانستهام آن را ترک کنم.

18-دلشوره دارم و عرق سرد روی تنم مینشیند.

19-در کارهای گروهی چندان فعال نیستم.

20-بیشتر وقتها فقط به این خاطر کاری را انجام میدهم که مایه تفریج و سرگرمی است.

21-از دیدن این که کسی کاری را خوب انجام نمیدهد جداً ناراحت میشوم.

22-اگر درخانوادهامم به من زور بگویند احتمالاً عصبانی میشوم و در برابر خواسته آنها مقاومت میکنم.

23-بیشتر وقتها فکر میکنم که باید بخاطر کارهایی که انجام دادهام تنبیه شوم.

24-مردم پشت سر من در مورد قیافه و رفتارم حرف میزنند و مرا مسخره میکنند.

25-فکر میکنم دیگران بیشتر از من بخودشان اطمینان دارند که دراین دنیا چکارهاند و چه میخواهند.

26-بدون دلیل گریهام میگیرد و یا عصبانی میشوم.

27-از یکی دو سال پیش تا کنون احساس تنهایی و پوچی میکنم.

28-دوست دارم دیگران متوجه کارهای من بشوند.

29-در هنگامراه رفتن نمیتوانم تعادلم را حفظ کنم.

30-از رقابت شدید لذت میبرم.

31-وقتی به دردسر میافتم فوراً به دنبال کسی میگردم که کمکم کند.

32-برای این که دچار دردسر نشوم مواظب هستم تا مردم چیز زیادی در مورد من ندانند.

33-بیشتر وقتها احساس ضعف و خستگی میکنم.

34-در برخورد با مشکلات آدمهایی دیگر بیشتر از من عصبانی میشوند.

35-اعتیاد من به مواد مخدر در گذشته برایم دردسر و مشکل درست کرده است.

36-تازگیها بدون هیچ دلیلی به گریه میافتم.

37-فکر میکنم آدم فوق العادهای هستم و انتظار دارم که دیگران توجه خاص به من داشته باشند.

38-تحت هیچ شرایطی نمیگذارم کسی به بهانه احتیاج به کمک، از من سوءاستفاده کند.

39-یک راه مطمئن برای داشتن دنیایی پُرصلح و صفا اصلاح اخلاقیات مردم است.

40-قبلاً با آدمهایی ناجور زیاد رفت و آمد داشتم.

41-تحمل آدمهایی را که تردید و دودلی نشان میدهند ندارم.

42-آدم بسیار مطیع و سربزیری هستم.

43-خلق و خوی بدم مرتب مرا به دردسر میاندازد.

44-با زورگویی هم که شده دوست دارم افراد مطابق میل من رفتار کنند.

45-از چند سال پیش به این طرف حتی مسایل کوچک هم باعث افسردگیم میشوند.

46-چون مایلم هرکاری را به بهترین وجه انجام دهم بیشتر کارهایم عقب میافتد.

47-آنقدر بیسرو صدا و گوشه گیر هستم که بیشتر مردم حتی متوجه من نمیشوند.

48-بیشتر وقتها دلم میخواهد با جنس مخالف باشم.

49-آدم بیسروصدا و ترسویی هستم.

50-آدمی هستم که زیاد اشتباه میکنم و احساس و عقیدهام را زود عوض میکنم.

51-بیشتر شبها وقتی به اتفاقات روزمره فکر میکنم ناراحت میشوم.

52-نوشیدن الکل هرگز مشکل جدی درکارم بوجود نیاورده است.

53-تازگیها حتی صبحها احساس ضعف و بیحالی میکنم.

54-چند سالی است که احساس میکنم در زندگی شکست خوردهام.

55-از آدمهایی که خیال میکنند هرکاری را میتوانند بهتر از دیگران انجام دهند منتفرم.

56-همیشه این ترس را دارم مبادا محبت افرادی را که به آنها احتیاج دارم از دست بدهم.

57-فکر میکنم زیاده از حد اجازه میدهم مردم از من سوءاستفاده کنند.

58-تازگیها خیلی دلم میخواهد چیزها را پرت کنم و بشکنم.

59-تازگیها به طور جدی به فکر خودکشی افتادهام.

60-همیشه به دنبال این هستم که دوستان جدیدی پیدا کنم و با افراد تازهای نشست و برخاست کنم.

61-در هرکاری تمام جزئیات را در نظر میگیرم.

62-در سال گذشته عکس من بر روی جلد مجلههای زیادی چاپ شد.

63-کسی مرا دوست ندارد.

64-اگر کسی یک ایراد از من بگیرد فوراً ده ایراد از او میگیرم.

65-بعضیها میگویند که من از درد و رنج لذت میبرم.

66-بیشتر وقتها خشم و عصبانیت خود را بروز میدهم و بعد پشیمان میشوم.

67-تازگیها احساس میکنم که عصبی هستم و تحت فشار زیادی قرار دارم ولی علت آن را نمیدانم.

68-گاهی وقتها قدرت حس کردن در بعضی از قسمتهای بدنم را از دست میدهم.

69-افرادی با استفاده از جادو و حس ششم زندگی من را در دست دارند.

70-مصرف مواد مخدر ممکن است عاقلانه نباشد ولیدرگذشته حس میکردم که به آنها احتیاج دارم

71-همیشه خستهام.

72-خواب ندارم و بعد از خواب هم به اندازه قبل از خوابیدن خستهام.

73-ناخواسته دست به کارهای احمقانه زیادی میزنم که بعداً مرا به دردسر میاندازد.

74-کسی را که به من توهین کرده یا مرا خجالت زدهکرده هیچوقت نمیبخشم.

75-ما باید به نسلهای گذشته احترام بگذاریم و فکر نکنیم که داناتر از آنها هستیم.

76-در حال حاضر بیشتر وقتها حالت افسردگی و غمگینی به من دست میدهد.

77-اصولاً آدمی هستم که دیگران بآسانی از من سوءاستفاده میکنند.

78-من همیشه سعی میکنم دیگران را از خودم خوشنود کنم حتی اگر از آنها بدم بیاید.

79-چند سال است که به طور جدی به خودکشی فکر میکنم.

80-خیلی زود متوجه میشوم که دیگران قصد دارند برایم دردسر درست کنند.

81-در مقایسه با دیگران همیشه کمتر به مسایل جنسی علاقه نشان دادهام.

82-نمیدانم چرا اما مثل این که من از اذیت کردن کسانی که دوستشان دارم لذت میبرم.

83-از خیلی وقت پیش صلاح خود را در این دیدهام که با دیگران کمتر رابطه داشته باشم.

84-حاضرم بمیرم ولی اجازه ندهم کسی اراده و اختیار مرا از من بگیرد.

85-از بچگی مواظب بودم کسی سرم کلاه نگذارد.

86-وقتی حوصلهام سر برود، دوست دارم به کار پُر هیجانی دست بزنم.

87-سرپیچی من از قانون مشکلاتی برای من و خانوادهام درست کرده است.

88-آنقدر در کارهایم دقت میکنم که خسته میشوم.

89-از نظر خودم، من یکی از با استعدادترین آدمها هستم.

90-در ده سال گذشته اتومبیلی ندیدهام.

91-از نظر من هیچ مانعی ندارد که آدم برای موفقیت در کارهاش دیگران را وسیله قرار دهد

92-بدون ترس از تنبیه همیشه هرکاری را که خواستهام انجام دادهام.

93-بارها شده که بیدلیل شادی و هیجان بیش از حد به من دست داده است.

94-در نوجوانی حداقل یک بار از خانه فرار کردهام.

95-بیشتر وقتها عجولانه چیزهایی میگویم که بعداً از گفتن آنها پیشمان میشوم.

96-چند هفته است که بدون دلیل احساس خستگی شدید میکنم.

97-مدتی است که هیچ کاری را درست انجام نمیدهم و به همین دلیل واقعاً احساس گناه میکنم.

98-افکار و اندیشههایی در ذهنم موج میزنند و رهایم نمیکنند.

99-در یکی دو سال گذشته بسیار دلسرد و غمگین بودهام.

100-چند سال است که افراد زیادی درمورد زندگی خصوصی من جاسوسی میکنند.

101-نمیدانم چرا ولی گاهی حرفهای بد میزنم صرفاً برای این که دیگران را رنجیده خاطر کنم.

102-از بیشتر مردم یا متنفرم یا میترسم.

103-من آزادانه بدون توجه به عقاید دیگران حرفم را میزنم.

104-وقتی یک شخص مسوول به من دستور بدهد کاری را انجام دهم، احتمالاً یا آن را انجام نمیدهم و یا عمداً آن را بد انجام میدهم.

105-در گذشته اعتیادم به مواد مخدر باعث شده است شغلم را از دست بدهم.

106-برای این که اختلاف نظر پیش نیاید، من همیشه حاضرم تسلیم عقاید دیگران شوم.

107-بیشتر وقتها یک آدم غرغرو و اخمو هستم.

108-من دیگر حوصله بگو مگو و درگیری را ندارم.

109-تازگیها هر موضوعی مدتها ذهنم را به خود مشغول میکند.

110-بیشتر وقتها فکر میکنم که شایسته موفقیتهایی که نصیبم شده نبودهام.

111-من با جذابیت خودم میتوانم توجه مردم را به خود جلب کنم.

112-بیشتر وقتها وقتی تنها هستم بشدت احساس میکنم کسی که درکنارم نشسته که نمی-توانم او را ببینم.

113-احساس بیهدفی میکنم و نمیدانم در زندگی به کجا میروم.

114-تازگیها خیلی عرق میکنم و کلافهام.

115-گاهی وقتها احساس میکنم بنحوی بایدبه خودم یا دیگران آسیب برسانم.

116-بخاطر جرائمی که هرگز مرتکب نشدهام مرا غیر عادلانه تنبیه کردهاند.

117-چند هفته است که اعصابم داغون شده است.

118-فکرهای عجیبی به سرم میافتد که کاش میتوانستم از شر آنها خلاص شوم.

119-برای من بسیار مشکل است که بر هوس مشروب خوردن افراطی غلبه کنم.

120-اکثر مردم فکر میکنند آدم بیمصرفی هستم.

121-گاهی هنگام دعوا و جر وبحث با کسی که دوستش دارم احساس شدید تحریک جنسی میکنم.

122-طی سالهای گذشته توانستهام مصرف مشروبم را در کمترین حد نگه دارم.

123-همیشه مردم را امتحان میکنم تا بفهمم چقدر میشود به آنها اعتماد کرد.

124-حتی وقتی بیدارم متوجه آدمهایی که دوروبرم هستند نمیشوم.

125-پیدا کردن دوست برایم کار بسیار سادهایست.

126-همیشه سعی میکنم که کارهایم خوب تنظیم و برنامه ریزی شده باشد.

127-گاهی وقتها چیزهای ناراحت کنندهای را به وضوح میشنوم که دیگران قدرت شنیدن آنها را ندارند.

128-به نظر میرسد احساساتم خیلی تغییر میکنند.

129-سوءاستفاده از کسی را که خود اجازه چنین کاری را فراهم کند عیب نمیدانم.

130-طی چند سال گذشته بارها در محل کارم به دردسر افتادهام.

131-فکرهای مهمی در سر دارم که مردم این زمانه آنها را نمیفهمند.

132-مدتی است که غمگین و گرفتهام و نمیتوانم از این حالت خلاص شوم.

133-همیشه دوست دارم در کارهایم از دیگران کمک بگیرم.

134-از دیدن آدمهایی که کند کار میکنند اغلب وقتها عصبانی میشوم.

135-من جداً از افرادی که انتظار دارند کاری را برخلاف میلم انجام دهم متنفرم.

136-چند سال است آنقدر احساس گناه میکنمکه ممکن است بلایی به سر خود بیاورم.

137-در مهمانیها هیچوقت گوشه گیر نیستم.

138-مردم مرا آدمی رسمی و مقرراتی میشناسند.

139-در برابر مهربانی مردم گاهی دستپاچه و ناراحت میشوم.

140-استفاده از مواد مخدر باعث درگیری خانوادگی برایم شده است.

141-وقتی که با فردی از جنس مخالف خودم روبرو میشوم زود دستپاچه میشوم.

142-بعضی از اعضای خانوادهام میگویند که خودخواه هستم و فقط به خودم فکر میکنم.

143-برایم مهم نیست که اشخاص دیگر علاقه و توجهی به من نشان ندهند.

144-راستش را بخواهید من اغلب اوقات برای خلاص شدن ازگرفتاری دروغ میگویم.

145-مردم خیلی راحت میتوانند نظرم را عوض کنند حتی اگر تصمیم نهایی خود را گرفته باشم.

146-کسانی هستند که سعی دارند به من صدمه برسانند ولی من این قدرت را دارم که بر آنها غلبه کنم.

147-والدینم اغلب اوقات میگفتند که من به جایی نمیرسم.

148-بیشتر وقتها من با دستوراتم مردم را عصبانی میکنم.

149-نسبت به مافوق خودم احترام زیادی قائل هستم.

150-من تقریباً هیچگونه ارتباط نزدیکی با اشخاص دیگر ندارم.

151-در گذشته مردم به من گفتهاند که به خیلی چیزها بیش از حد شوق و علاقه نشان دادهام.

152-در سال گذشته بیش از سی بار برروی اقیانوس اطلس پرواز کردهام.

153-من به این گفته اعتقاد دارم در کارها هرچه دقت کنی باز هم کم است.

154-من مستحق رنجی هستم که در طول زندگی کشیدهام.

155-احساس من نسبت به افراد مهم زندگیم اغلب بین محبت و نفرت در حال نوسان است.

156-والدینم همیشه با هم بگو ومگو داشتند.

157-اگر با کسی دعوا و زد و خورد کنم پشیمان نمیشوم.

158-در بین جمع همیشه خجول و کلافه هستم.

159-برای قوانین و مقررات احترام قائلم چون آنها را راهنمای خوبی برای زندگی میدانم.

160-از همان کودکی به تدریج رابطه خود را با واقعیت از دست دادهام.

161-بندرت احساس شدیدی نسبت به چیزی پیدا میکنم.

162-در گذشته بیقرار و در حال حرکت بودهام بیآنکه بدانم مقصدم کجاست.

163-از کسانی که دیر سر قرار میآیند بیزارم.

164-افراد آب زیرکاه اغلب سعی دارند کاری را که من انجام دادهام یا فکرش از من بوده به اسم خودشان تمام کنند.

165-اگر کسی اصرار کند که من کاری را مطابق میل او انجام دهم بشدت عصبانی میشوم.

166-من استعداد موفقیت را تقریباً در هرکاری دارم.

167-تازگی بکلی خرد شدهام.

168-اشخاصی را که دوست دارم ظاهراً تشویق میکنم که به من آسیب نرسانند.

169-روی سروبدنم هیچوقت مویی وجود نداشته است.

170-وقتی در یک جمع هستم دوست دارم توجه همه بیشتر به من باشد.

171-اشخاصی که در برخوردهای اول آنها را تحسین کردهام بعد مایه دلخوری من شدهاند.

172-آدمی هستم که میتوانم رو در روی کسی بایستم و جوابش را بدهم.

173-ترجیح میدهم با کسانی معاشرت کنم که مواظب و حامی من هستند.

174-بارها در زندگی از شدت شادی و مصرف انرژی حالت افسردگی به من دست داده است.

175-پرهیز از مصرف بیش از حد مواد مخدر یا الکل در گذشته برایم با دشواریهایی همراه بودهاست.

 

پرسشنامه-میلون-2.pdf